صدای بلند اداره گردشگری استان یزد نمایشگاه

صدای بلند: اداره گردشگری استان یزد نمایشگاه صنایع دستی میراث فرهنگی میراث فرهنگی احیا وتوجه

گت بلاگز اخبار حوادث دزدی بنز C200 جهت خوشگذرانی در شب ولنتاین

سه متهمی که مدتی قبل یک خودروی بنز را به دزدی برده بودند، پیش از ظهر امروز به دادسرای ناحیه 34 پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافته شدند.

دزدی بنز C200 جهت خوشگذرانی در شب ولنتاین

دزدی بنز C200 جهت خوشگذرانی در شب ولنتاین

عبارات مهم : ایران

سه متهمی که مدتی قبل یک خودروی بنز را به دزدی برده بودند، پیش از ظهر امروز به دادسرای ناحیه 34 پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافته شدند.

به صاحب بنز گفتیم می خواهیم که ماشین را به ما بدهد که او گفت بنز را به ما می دهد و از ما خواست که بعد از دو ساعت گشت وگذار با خودروی بنز، ماشین را در مکانی رها کنیم و او گفت از ما شکایت نمی کند! ما نحوه رانندگی با خودروی بنز C۲۰۰ را بلد نبودیم …

به گزارش گروه تحریریه سایت پویا؛ سه متهمی که مدتی قبل یک خودروی بنز را به دزدی برده و از راننده آن زورگیری کرده بودند، پیش از ظهر امروز به دادسرای ناحیه 34 پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافته شدند.

افشین متهم هجده ساله این پرونده راجع به شرح دزدی خودروی بنز به علی وسلیه ایردموسی؛ بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه 34 گفت: من با پیمان و بیژن دوست هستم، شبی که دزدی انجام شد در منزل پیمان در کرج بودم و با دوستم به نام سهیلا چت می کردم که سهیلا به من گفت فردا روز وَلنتیان است و باید با هم بیرون برویم و خوش بگذرانیم.

وی ادامه داد: من چتم با سهیلا را به پیمان نشان دادم که پیمان نیز گفت جهت دوستش میترا کادو نخریده و پولی ندارد، به همین علت با هم تصمیم گرفتیم به پایتخت کشور عزیزمان ایران بیاییم و هر جور شده است با تهیه مبلغی جهت سهیلا و میترا کادو بخریم، من قصد داشتم جهت سهیلا انگشتر بخرم و پیمان می خواست جهت میترا یک عروسک بخرد ولی فقط درحد رفتن به پایتخت کشور عزیزمان ایران پول داشتیم.

وی در ادامه اظهاراتش به بازپرس گفت: پیمان یک چاقوی 20 سانتی متری از منزل برداشت و همراه هم از منزل خارج شده است و با مترو به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدیم، زمانیکه به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدیم با پرس وجو خودمان را به شمال شهر رساندیم و به خیابان گاندی رسیدیم البته نشانه خاصی نداشته و فقط در خیابان قدم می زدیم تا اینکه چشممان به یک بنز سفید رنگ خورد که داخل آن یک پسر و دختر جوان بودند، زمانیکه آنها را دیدیم عقده هایمان زیاد شد و با خود گفتیم آیا باید آنها به آسانی خوش گذارنی کنند ولی ما هیچ پولی نداشته باشیم.

افشین که درس را رها کرده و فقط مدرک سیکل گرفته، اظهاراتش را اینگونه ادامه داد: در آن لحظات، پسر جوان از ماشین پیاده شد و به طرف عابربانک رفت که پیمان به سرعت به سمت خودروی بنز رفت و به محض اینکه در عقب خودروی بنز را باز کرد، دختر جوان ترسید از ماشین پیاده شد و فرار کرد، در همین حین پیمان به سمت راننده بنز که داخل پیاده رو بود، رفت و او را به داخل ماشین کشاند، من نیز سوار بنز شدم، داخل بنز به پسر جوان (راننده بنز) ماجرا را تعریف کردیم و او خودش گردنبد طلایی را از گردنش درآورد و به ما داد، ولی من و پیمان طمع کردیم و گوشی راننده و دختر جوان را که داخل ماشین جا مانده بود، برداشتیم.

وی افزود: با اینحال باز هم قانع نبودیم و به صاحب بنز گفتیم می خواهیم که ماشین را به ما بدهد که او قبول کرد و گفت: بنز را به ما می دهد و از ما خواست که بعد از دو ساعت گشت وگذار با خودروی بنز، ماشین را در مکانی رها کنیم و گفت: از ما شکایت نمی کند! ما نحوه رانندگی با خودروی بنز که ظاهراً از نوع c200 بود را بلد نبودیم و از راننده، نحوه رانندگی را پرسیدیم و او به ما آموزش داد چطور باید ماشین را برانیم؛ در نهایت راننده را از خودرویش پیاده کردیم و راهی کرج شدیم، پیمان مرا به منزلم رساند و خودش با ماشین رفت.

افشین به بازپرس گفت: صبح روز بعد (25 بهمن) با پیمان تماس گرفتم و او با بنز دنبال من آمد و با هم به یک قهوه منزل در کرج رفتیم و آنجا حمید نیز به ما ملحق شد؛ بنز را در مکانی پارک کردیم که یک کانکس پلیس آنجا قرار داشت، دقایقی بعد حمید به قهوه منزل آمد و ما سفارش دادیم ولی دقایقی نگذشته بود که مأموران پلیس به داخل قهوه منزل آمده و پرسیدند خودروی بنز متعلق به چه کسی است که هیچ کس پاسخ نداد و مأموران جیب یکی یکی از افراد داخل قهوه منزل را گشتند و در نهایت سوئیچ بنز را از داخل جیب پیمان پیدا کرده و ما را بازداشت کردند، من هیچ سابقه کیفری ندارم و فقط با دیدن اوضاع زندگی آن پسر (صاحب بنز) به زندگی اش غبطه خوردم!

پیمان نیز با تأیید صحبتهای افشین در اظهاراتش به بازپرس پرونده گفت: قبل از اینکه به قهوه منزل برویم همراه با بیژن به یک طلافروشی رفته و گردنبد طلایی را که از صاحب بنز گرفته بودیم، فروختیم، من زن و فرزند دارم و وضع مالی پدرم بد نیست ولی اشتباه کردم، شنیدم که راننده بنز با آن دختر بعد از این ماجرا به ایتالیا سفر کردند و قبل از سفر در شکایت خود اعلام کردند که ما با سلاح گرم وارد خودروی آنها شدیم، ولی هیچ سلاح گرمی درکار نبود و فقط چاقو دست من بود.

متهم سوم این پرونده نیز در اظهاراتش به بازپرس گفت: من نمی دانستم طلایی که پیمان می خواهد بفروشد سرقتی است و در دزدی نقشی نداشتم، من یک کارگرم که مدتی است بعد از فوت مادرم و ازدواج مجدد پدرم از شهرستان به شهریار آمده و از پدرم جدا شده است ام و اکنون با خواهرم زندگی می کنم و با کارگری خرجی درمی آورم.

هر سه متهم بعد از این بیانات با دستور علی وسیله ایردموسی؛ جهت ادامه تحقیقات دراختیار مأموران اداره آگاهی قرار گرفتند.

دزدی بنز C200 جهت خوشگذرانی در شب ولنتاین

واژه های کلیدی: ایران | ماشین | راننده | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog